1 ـ حدود نه ماه پیش سوار کشتی فلهبر ایرانبیرجند شدم و همانجا بودم تا هفتهی پیش که از کشتی تونگهام پیاده شدم. (نام و ملیت کشتی، سه چهار ماه پیش عوض شد.) در این مدت سفری به فرانسه داشتیم که سعادت دیدار با برج ایفل و موزهی لوور نصیبمان شد. از این که بگذریم، سفرهایی به کانادا، چین، و استرالیا داشتیم که سعادت دیدار هیچ جا و مکانی از اینها نصیبمان نشد.
(جاذبههای توریستی پاریس)
2 ـ در این چند ماه، به مقدار زیادی به ارج و قربمان اضافه شد و فهمیدیم که ارزش دزدیده شدن داریم. دزدان دریایی سومالی، حدود هشت ماه پیش با ربودن کشتی ایراندیانت اعلام موجودیت کردند و با ربودن کشتیهای دیگری از ملیتهای مختلف (از جمله دو مورد دیگر از ایران)، ثابت کردند که قویتر از آن هستند که انتظارشان را داشتیم و الآن هم که در فکر گسترش قلمرو خود هستند و دزدیهای موفقی هم در اقیانوس هند داشتهاند.
3 ـ حدود سه چهار ماه پیش، سایت گرداب به رحمت خدا رفت. میزبان سایت گرداب (هاستایران)، علیرغم قرارداد سه سالهای که با ما داشت و هزینهی آن را هم پیشپیش گرفته بود، بر اثر یک اشتباه ساده، خدمات خود را قطع کرد و این کار باعث به باد رفتن دامنهی سایت (seapurse.com) شد. با کلی چک و چانه، توانستیم حضرات را راضی کنیم که با هزار منت، یک دامنهی دیگر به جای قبلی به ما بدهند (seapurse.net) و یک قول هوایی هم دادند که هر وقت آدرس اصلی آزاد شد، آن را دوباره برای ما کنار بگذارند. برای جلوگیری از تکرار اشتباه، خودمان از مکان دیگری، seapurse.ir را هم خریدیم و پارک کردیم. جالب اینجا بود که دوستان هاستایرانی ما حاضر نشدند حتّی یک معذرتخواهی ساده بکنند و ناراحت هم بودند که چرا در صفحهی اوّل سایت (پس از بازگشایی مجدد) ماجرا را نوشتهایم. حالا اگر شما دوستانی که این مطلب را میخوانید، میزبان خوبی سراغ دارید، مرحمت فرموده به بنده هم نشانش بدهید تا شاید دیگر از این دست اتفاقات نداشته باشیم.
(در لباس رزم)
4 ـ فرآیند دید و بازدید از دوستان موجود در دنیای واقعی را در روزهای اوّل به انجام بردم. تجدید میعاد با دوستان تلفنی، اخیراً به انجام رسیده و از امروز یا فردا، به سراغ دوستان اینترنتی خواهم رفت. لطفاً اگر از دو گروه اوّل هستید و این مطلب را میخوانید و امّا اظهار ارادتی از اینجانب دریافت نکردهاید، به بنده تذکر بدهید و یادآوری کنید. امّا اگر از گروه سوم هستید، حداقل یک هفته تأمل فرمایید تا خودم پیشسلام شوم و بعد هم حمل بر بیادبی نفرمایید اگر تأخیر افتاد.
5 ـ جالبتر از همه این بود که مرداد ماه پارسال، وقتی میرفتم، همینطور هوایی گفتم که در نمایشگاه کتاب برمیگردم و دقیقاً هم در نخستین روز نمایشگاه کتاب برگشتم و در دومین روزش، سالگرد دومین روز از نمایشگاه کتاب پارسال را جشن گرفتم!...


